یعقوب باب ۴


انسان نمی داند فردا چه میشود.



«گوش كنيد ای تمام كسانی كه می‌گوييد: «امروز يا فردا به فلان شهر خواهيم رفت و يک سال در آنجا مانده، تجارت خواهيم كرد و سود كلانی خواهيم برد.» شما چه می‌دانيد فردا چه پيش خواهد آمد؟ عمر شما مانند مه صبحگاهی است كه لحظه‌ای آن را می‌توان ديد و لحظه‌ای بعد محو و ناپديد می‌شود! پس، بايد بگوييد: «اگر خدا بخواهد، زنده خواهيم ماند و چنين و چنان خواهيم كرد.» در غير اين صورت، شما مغرور و خودپسند هستيد و به نقشه‌ها و برنامه‌های خود می‌باليد؛ و چنين شخصی هرگز نمی‌تواند خدا را خشنود سازد. پس، اين را از ياد نبريد كه اگر بدانيد چه كاری درست است، اما آن را انجام ندهيد، گناه كرده‌ايد.»


در کلام عیسی مسیح🎚

Kommentare

Beliebte Posts aus diesem Blog